پشی

آمدی جانم به قربانت؟ولی حالاچرا دیر
آخ آخ امروز جمعه اس اين هفته هم تنبل بازي !! نه دعاي كميل نه ندبه نه حداقل يه راز و نياز درست حسابي!!!!!!نخيررررررررر!!اينجوري نميشه اگه به اين تنبل بازي ها ادامه بدم تو همين تاريكيه ابدي باقي مي مونم چراا هميشه ما كسايي كه واقعا بهموون لطف دارن و از ته ته ته قلب دوسموون دارن فراموش مي كنيم .امروووووز از امام زمان مي خوام من داداشيم رو هر روز بيش تر و بيش تر به درگاهش و خدا مقرب كنه!!!!!!اينجوري ما آروم تر ميشيم اصلا خيلي خوبه اگه شما دستاي مارو بگيرين كم ترين حسنش اينه كه مي فهميم خوب و بد چيه؟مسافر كوچولو چشماتو ببند!!!!!!يه مسافر بزرگ و مهربوون تو راهه مي شنوي؟ صداي پاهاشو ميگم !حس مي كنم داره مياد !!تا مارو برگردونه به سياره موون پيش صاحب شهر مهتاب!!ما اهله اونجاييم مگه نه؟.............................................................. ............................................لبريز کرده آينه را آه زلف تو حيف است در محاق شود ماه زلف تو شب با هلال ماه رجب همسفر شدم با زايران کعبه به همراه زلف تو من آمدم که دعوي پيغمبري کنم با معجزات آيهي کوتاه زلف تو هر ره که ميرويم به زلف تو ميرسد در امتداد سير الي الله زلف تو اي زلف تو مقرب درگاه ذوالجلال کي ميشوم مقرب درگاه زلف تو؟ از مسجدالحرام به ميخانه ميروم در حلقهي جماعت گمراه زلف تو

وایــــــــــــــــــی خدااااااااا....
دیدمش...بعد شصت روز دیدمش....ممکن که به نظر خیلیا شصت روز کم..اما واسه (ما)خیلـــــــــــــــی زیاده...
وایـــــــــــــــی...چه لذتی داشت وقتی پشم بــود...
اه..از خودم لجم گرفته..من بیمارم..یه بیمار روانی...وای خدا..من چطوری دلم اومد تو اون یک ساعت اول اونطوری همش بزنم تو ذوقشو اذیتش کنــم...واییی..از خودم لجم گرفته...از خودم خیلی عصبانیم...دارم می ترکم....
داشتم...تو اون لحظه ها داشتم..بوشو...نفسشو...صداشو...وجودش کنارم بود..تو بغلم...مدلم میخواست...اونطور که می خواستم..حسش کنم...اما خوب خجالت می کشم....راستش به نظرم خیلی زوده که بخوام شیطنتامو ببینه....اخه اون خبر نداره که تو اون مدتی که کنارمه چه چیزا و چه شیطنتایی از تو کله ی من که رد نمی شه...اخه من خیلی شیطونم..یه بوروجک (وروجک)شیطون بلای به ظاهر ساکت...اما... گذاشتم واسه روز مبادا...
وای نفسم ببخشید..نمی دونم چرا اونطوری قاطی کرده بودم...
اما بعدش دیدی که بچه ی خوبی شدم...
قربونت برم....تو که میدونی من قاطی دارم..تو به دل نگیر...
وای خدا..تو بغلش گریه کردم..چه لذتی داشت...یعنی میشه؟!...یعنی دفعه ی بعدیم وجود داره؟!
خدایا....خواهش میکنم...
بازم قاطی کردم..دیونه شدم...
مستم..هنوز مستم...بوشو هنوز حس میکنم...من مستم..
من هنوز مست دیشبم...تو عجب شرابی بودی....
بازم قاطی کردم..دیونه شدم...
گويند غروب جائيست كه آسمان زمين را مي بوسد
من امشب براي تو غروب مي كنم
كجايي اي آسمان من....
(دیدی لبتو گاز گرفتم..دلت بسوزه..تو نگرفتی...البته می دونم دلت نیومد..دفعه ی بعد لپتم گاز میگیرم)
وایـــــــــــی خدا..توروخدا اخر شهریور اون مسافرت جور بشه...تا بتونیم بازم همو ببینیم...
اخه انصافه؟!اون انزلی من کرج؟!
شایدم اینطوری علاقمون بشترو مستحکمتر بشه...
دوري،دوستي هاي کوچک را از بين مي برد.ولي به دوستي هاي بزرگ عظمت مي بخشد.مثل باد که يک کبريت را خاموش مي کند،ولي يک شعله را شعله ور تر مي سازد...
(دوست دارم...قد بزرگی خدا...حتی اگه رسیدنی توش نباشه)::..::..
ایدی رپر ها
?.MJ - Mj_Zed@yahoo.COM
?.Saloome - Saloome_Beat@yahoo.COM
?.Pishro - Rz_Pishro@yahoo.com & R_E_Z_A39@yahoo.COM
از قلبت فاصله می گيرم
چرا که می ترسم صدای پايم شيشه نازک آنرا بشکند
از وجودت فاصله می گيرم
چرا که وحشت دارم حضور سردم تارهای نازک غرورت را بدرد
از چشمانت نگاه بر می گيرم
چرا که واهمه دارم اشک راه چشمانت را به خاطر بسپارد
تو مي روی و من می مانم تنهای تنها
با قلبی شکسته و غروری جريحه دار شده
باران می بارد ومن نيز……
تقدیم به او که وجودش زندگیم را گلباران کرده است :
به او بگویید دوستش دارم
به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد
به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم
به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است
به او که نگاهش به گرمی آفتاب
و لبانش به سرخی شقایق
ودلش به زلالی باران است
به او که برای من مینویسد
مینویسد از باران، از شبنم
از گرمای عشق و ...
به او بگویید دوستش دارم
به او که قلبش به وسعت دریاییست
که قایق کوچک دل من درآن غرق شده
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد
و چشمهایم به را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
به او بگویید دوستش دارم
به او که صدای پایش را میشنوم
به او که لحن کلامش را میشناسم
به او که عمق نگاهش را میفهمم
به او که ...
به او بگویید دوستش دارم
به او که گل همیشه بهارمن است
به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است
و به او که عشق جاودانه من است
ای روشنائی مهتاب من
ای درخشش آفتاب من
و ای سرشک شب تاب من
دوستت دارم
ديروز شيطان را ديدم. در حوالی ميدان بساطش را پهن كرده بود؛
فريب میفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هياهو میكردند
و هول میزدند و بيشتر میخواستند.
توی بساطش همه چيز بود:
غرور، حرص،دروغ و خيانت، جاهطلبی و ... هر كس چيزی میخريد .
و در ازايش چيزی میداد.
بعضيیها تكهای از قلبشان را میدادند .
و بعضی پارهای از روحشان را.
بعضيیها ايمانشان را میدادند .
و بعضی آزادگيشان را.
شيطان میخنديد .
و دهانش بوی گند جهنم میداد.
حالم را به هم میزد. دلم میخواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت:
من كاری با كسی ندارم،فقط گوشهای بساطم را پهن كردهام
و آرام نجوا میكنم.
نه قيل و قال میكنم و نه كسی را مجبور می كنم چيزی از من بخرد.
ميبينی! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند.
جوابش را ندادم.
آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت:
البته تو با اينها فرق ميكنی.تو زيركی و مومن. زيركی و ايمان، آدم
را نجات میدهد.
اينها سادهاند و گرسنه. به جای هر چيزی فريب میخورند.
از شيطان بدم میآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند
و او هی گفت و گفت و گفت.
ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهی عبادت افتاد
كه لا به لای چيزهای ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و
توی جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسی، چيزی از شيطان بدزدد.
بگذار يك بار هم او فريب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توی آن اما جز
غرور چيزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ريخت.
فريب خورده بودم، فريب.
دستم را روی قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط
شيطان جا گذاشتهام.
تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم.
میخواستم يقه نامردش را بگيرم.
عبادت دروغیاش را توی سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم.
به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.آن وقت نشستم و های های گريه كردم.
اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بیدلیام را با خود ببرم
كه صدايی شنيدم، صدای قلبم را.
و همانجا بیاختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبی
كه پيدا شده بود.
وقتی یه بار از دوستت ضربه می خوری،مثل اینه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ؛ ولی وقتی می بخشیش،درست مثل اینه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره ودوباره از روت رد بشه،تا مطمئن بشه که دیگه چیزی ازت نمونده .
ای صميمی ای دوست
گاه بيگاه لب پنجره خاطره ام ميايی
ای خوب تو مرا ياد کنی
يا نکنی
من به يادت هستم
آرزويم همه سرسبزی توست .
روز اول خيلي اتفاقي ديدمت...
روز دوم الکي الکي چشمهام به چشمت افتاد...
هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم...
ماه بعد شانسي به دلم نشستي
و
حالا سالهاست يواشکي دوست دارم
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند
: اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.
خانم ها مثل موبايل هستند : هر وقت کارمهمی پيش مي آيد در دسترس نيستند.
خانم ها مثل گچ هستند : اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند
که هيچ شکلي نمي گيرند.
خانم ها مثل کنتو ر برق هستند : هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.
خانم ها مثل فلزياب هستند : هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند
عکس العمل نشان مي دهند
ادامه دارد ................
| راهنماي بزرگ سايتهاي ايراني و خارجي |
|
| ساير سايتها :: |
به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد 
به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد
به بادگفتم عشق چيست؟! وزيد
به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد
به گل گفتم عشق چيست؟!پرپر شد
به انسان گفتم عشق چيست؟
اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!
نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.
بهش گفتم: كمك نمي خواي؟
گفت نه.
گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.
گفت: نه خودم جمع مي كنم.
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟
بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟
نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم.
اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم
دريا پرسيدن عشق چيست، گفت:خشكيدن......
از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن.......
از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن.........
از آسمون پرسیدن عشق چيست، گفت: باريدن..........
از انسان پرسيدن عشق چيست،ناگهان ندايي از درونش گفت:جدايي!!!
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم
ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است
ببین غرق گناهم .......
در بیداری لحظه ها
پیکرم کنار نهر خروشان لغزید.
مرغی روشن فرود امد
ولبخند ابری پیدا شد
وبخار سر شکم را در در شتاب شفا فش نوشید
.نسیمی برهنه وبی پایان سر کرد
وخطوط چهره ام را اشفت و گذشت.
درختی تابان
پیکرم را در ریشه ی سیاهش بلعید.
طوفانی سر رسید
و جای پایم را ربود.
نگا هی به روی نهر خروشان خم شد:
تصویری شکست .
خیالی از هم گسیخت.
باتشکر نوید
|
|
پیشاپیش عید نوروز رو به تمام هموطنانم تبریک می گم.مبارکه!!!
|
|
|
|
|
مژده مژده
سلام خوبید.
امروز من برای شما عزیزان دو وسه برنامه آورده ام.
اگه از برنامه خوش تون آمد .
نظر یادتون نره.
برید با این برنا مه ها حال کنید.
عشق یعنی مستس و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراغش سوختن
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شاعر دل سوخته عشق یعنی آتش افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق خون لاله پر چمن
عشق یعنی یک نسیم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطعه شعر نا تمام عشق یعنی بهترین حسن خیام
ابتدا وارد اين سايت شويد و بعد هر منطقه را كه خواستيد ببينيد بر روي اعداد آن كليك كنيد تا منطقه به صورت بزرگ براي شما نمايش داده شود. در ضمن مي توانيد بدون افت كيفيت بر روي منطقه مورد نظر زوم كنيد. براي اجراي نقشه ها حتما بايد فلش پلير نصب باشد. اگر نداريد از اين لينك دانلود كنيد.(طراحي از محمد حاجي مرادي)